ميرزا حسن حسينى فسايى
401
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
سوار از دياربكر به جانب عراق عجم روانه داشت ، شاهزاده به همدان رسيد « 1 » ، پس وارد شهر قم گرديد جماعتى را براى تاخت و تاراج روانه رى نمود و آن جماعت در اين زمستان سرد ، رى را غارت كرده ، عود به قم نمودند و القاص ميرزا مدتى از زمستان را در بلده قم اقامت نمود « 2 » و اهل بلده را به مطالبات بىمعنى ، آزردهخاطر داشت و آنچه توانست از مردم گرفت پس به خيال تسخير كاشان افتاده ، بعد از ورود شهر را تصرف نمود كه خبر رسيد ، سپاه پادشاهى نزديك است ، القاص ميرزا كاشان را گذاشته ، روانه اصفهان گرديد « 3 » . بعد از ورود شهر را محاصره كرد و اعيان اصفهان پاىمردى را فشرده ، او را جواب يأس گفتند ، بعد از چند روز خبر رسيد كه ابراهيم خان ذو القدر والى شيراز و امراى فارس با سپاه به نزديكى رسيدهاند ، القاص ميرزا به عزم تسخير شيراز ، اصفهان را گذاشته ، روانه گرديد « 4 » ، چون بر سر بند امير كربال رسيد معلوم شد كه پل را كشيدهاند ناچار گشت ، از صحراى مرودشت و بيضا گذشته از راه قريه أبنو به قريه على « 5 » از توابع اردكان آمده به خيال تصرف قلعه سفيد شولستان روانه گرديد ، چون به پاى قلعه رسيد معلوم شد كه جنيد بيك برادر ابراهيم خان حاكم كازرون با خانه كوچ ذو القدران « 6 » در قلعه سفيد توقف دارند ، القاص ميرزا پنج روز در زير قلعه توقف كرده كه قايدان شولستان و ممسنى براى جنيد بيك پيغام دادند كه بايد جنگ كنيم . جنيد بيك جواب فرستاد كه امروز را تأمل كرده ، فردا با جماعتى از قلعه به زير آمده ، آنها را شكست مىدهيم قايدان ، ناصبورى كرده از جلو و عقب سپاه رومى را تاخت مىنمودند و جماعتى در صحراى شاه حسنى با روميان مقابل « 7 » گشته ، شكست يافتند و القاص ميرزا چون اين واقعه را دانست با هفتصد نفر سوار آمده ، قايدان شولستان و ممسنى را شكست داده ، چهل نفر آنها را بكشت و در عقب جماعتى كه اردوى او را تالان « 8 » كرده ، استر و شتر و خيمه و خرگاه [ را ] برده بودند ، رفته ، اموال را پس گرفت و چند نفر را بكشت و چون اين اخبار به بهبهان رسيد ، مردم آن بلده ، شهر را گذاشته در ماهور و كوهستان متفرق شدند چون القاص ميرزا ، وارد بهبهان گرديد « 9 » و كسى را نديد ، تمامت خانه و بازار را آتش زده ، روانه شوشتر گرديده ، كارى نديده به دزفول رسيد ، پس ، از تسخير آن مأيوس گشته به جانب بغداد شتافت « 10 » . عيد نوروز سنه ايتئيل « 11 » در يازدهم صفر سال 956 اتفاق افتاد . در ماه ربيع الثانى اين سال [ 956 ] : پادشاه بىهمال به حدود كردستان تشريف بردند و
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 88 . ( 2 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 333 . ( 3 ) . ر ك : همانجا . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 89 . ( 5 ) . در عالمآراى عباسى آمده است : ( از ده على اردكان عبور نموده به پاى قلعه سفيد رفت ) . ج 1 ، ص 74 . ( 6 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 74 ، در روضة الصفا ، ج 8 ، ص 89 : ( جنيد بيك . . . و خانه كوچ طايفه ذو القدران در آن قلعه . . . بودند ) . خلاصة التواريخ ، ص 334 . ( 7 ) . در متن : ( مقابله ) . ( 8 ) . ( تركى ) : غارت و چپاول همراه با ويرانى و سوختن . ( 9 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 335 . ( 10 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 89 ، و عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 74 . ( 11 ) . ( تركى ) : سال سگ يازدهمين سال از دوره دوازده ساله تركان .